شام آخر
در باره ی آیین نامه ی "ساماندهی پایگاه های اینترنتی" به تفصیل سخن گفته شده است. در یادداشتی که پیش روی شماست، کوشیده ام با نگاهی قیاسی، نقش نخبه های جامعه را در مقابله با این محدودیت بی سابقه عیان سازم.
"از امروز کلیه ی وب سایت ها و وبلاگ های اینترنتی ملزم به ثبت در وزارت ارشاد هستند"
زمانی که آیین نامه ی ساماندهی پایگاه های اینترنتی در هیئت دولت به تصویب رسید، اکثر کارشناسان بر عجولانه بودن و چالش بر انگیز بودن آن صحه گذاشتند. "رمضانعلی صادق زاده"، رییس کمیته ی مخابرات مجلس، این آیین نامه را، با توجه به اینکه طرح جامع حمایت از حریم خصوصی در دست تهیه است و ساماندهی پایگاه های اینترنتی هم در آن گنجانده شده، عجولانه خواند و خواستار توقف اش شد. اکثر مدیران سایت ها و خدمات دهندگان وبلاگ های رایگان مانند بلاگفا، این آیین نامه را "غیر کارشناسی شده" خواندند تا جایی که با قاطعیت سخن از مشکلات عدیده ای به میان آوردند که در مراحل اجرایی این آیین نامه پیش خواهد آمد.
اما در این میان وبلاگ نویسها در طرف دیگر قضیه قرار دارند که خود به دو دسته تقسیم می شوند. اگر جامعه وبلاگ نویس ها را ، به عنوان یک جامعه مجازی، در سطحی وسیع تر با جامعه ای که مردم در آن " زندگی می کنند، قیاسی مع الفارق بکنیم، هر دو را می توان به دو دسته معین، که در هر دو جامعه اعم از مجازی یا واقعی قابل تصور است، تقسیم کرد.
در یک سو مردمی هستند که اگر دغدغه های مادی – بگذارید راحت تر سخن بگویم- "مالی" آنان مرتفع شود، گویی نه تنها هیچ مشکلی یا به عبارتی هیچ "نیازی" دیگر در زندگی روزمره شان احساس نمی شود که به مدینه ی فاضله ی خویش نیز دست یافته اند. بیشتر این افراد، نا خواسته، خود درگیر جریانی می شوند که "اقتصاد" اولین و آخرین رکن زندگی شان است و بس. آنچه که در ارتباط مستقیم با پول و اقتصاد، در معنای عام، است، به زندگی این دسته از افراد مربوط می شود و به عنوان دغدغه ی "زنده گی" شمرده می شود و چون بدون تفکر و همانطور که قبلا ذکر کردم، "ناخواسته" وارد این جریان شده اند، اگر نقش اقتصاد یا به طور کلی مقوله ی "اقتصاد" از آنان سلب شود، نه خود آلترناتیوی یافت می کنند و نه "شخص" در مقام "دیگری" می تواند برای بهبود زندگی این توده از مردم جایگزینی بیافریند!
دسته دوم مردم، که معمولا در اقلیت قرار می گیرند، آنهایی هستند که فراتر از مسائل مالی، دغدغه های دیگرگون را به درگیری های ذهنی خود می افزایند. این دسته از مردم را نیز، خود می توان به دو بخش اکثریت و اقلیت تقسیم بندی کرد. "اکثریت" افرادی هستند که در کنار اقتصاد- به عنوان اولین درگیری ذهنی – مسائل اجتماعی و سیاسی اگر نه با خط راست به عنوان عاملی پیوند دهنده، به طور غیر مستقیم در زندگی شان موثر می دانند و به نوعی خود را هم در این درگیری ها دخیل می دانند.
در طرف مقابل اقلیت را، که نگارنده ی این یادداشت واژه ی "نخبه" را دست کم در این مبحث شایسته آنان می داند، افرادی تشکیل می دهند که مبحث اصلی زندگی آنها، چه در گفتگوی ذهنی با خویش و چه در دیالوگ های درون خانواده ای ، عمیق ترین مسائل اجتماعی است.
حال برای پاسخ به این پرسش که چرا این بحث مطرح شد، نگارنده معتقد است که در جامعه مجازی نیز وضع به همین منوال است ولی همچنانکه پیشتر عنوان شد در قیاسی مع الفارق، اگر فضای وب را به عنوان جایگزین برای جامعه ای که در آن زندگی می کنیم، بینگاریم و به همین ترتیب کاربران اینترنتی که به نوعی مالک قسمتی از وب هستند – منظور مدیران سایت ها و وبلاگر ها است- به مانند همان دسته بندی اجتماعی افراد، تقسیم بندی کنیم، مشاهده می شود که "آیین نامه ساماندهی پایگاه های اینترنتی" برای دسته کمی از کاربران اینترنت که معتقدم می توانند با همان اقلیت دسته دوم مذکور یا "نخبگان" مقایسه شوند، قابلیت پرداختن دارد و "دغدغه" محسوب می شود.
در این مقایسه، کلمات و واژه ها به مثابه پول و اقتصاد و "مفهوم" نیز در قالب همان مسائل اجتماعی- سیاسی جای می گیرد. اما از آنجاییکه معتقدم اگر نخبه ها و اندیشمندان هر عرصه ای، در هر اقدامی به عنوان آوانگارد و پیشرو عمل کنند، نتیجه ای مثبت در پی خواهد داشت، به یقین در چنین جامعه ای که در شرایطی به مراتب بدتر از دهه ی شصت و دوران محدودیت ها ، روز به روز بر شدت خفقان حاکم حال حاضر از طرق مختلف افزوده می شود هم می توانند در مخالفت و مقابله با این آیین نامه موثر و مثبت عمل کنند.
از سوی دیگر فضای وب محیطی فراهم آورده است که اگر چه "فیلترینگ" به عنوان بهترین و مناسبترین و حتی راحت ترین راه ابزار کنترلی حکومت، محدودیت را در آن فضا اعمال می کند، صاحب نظران و به طور کلی افرادی که در "جامعه واقعی" فرصتی برای اظهار نظر و استفاده از کمترین حقوق شهروندی که همان برخورداری از حق آزادی بیان است، ندارند، بتوانند آزادانه به تعامل با دیگر کاربران و گفتگو با آنان بپردازند.بدیهی است با عضویت در سایت ساماندهی پایگاه های اینترنتی این فرصت نیز سلب خواهد شد تا اوج خفقان را در دوران پس از انقلاب اسلامی به وضوح مشاهده کنیم.
به نظرم اکنون نفت، به عنوان چاشنی در منوی غذای دولت گنجانده شده که در صورت تمایل سفارش دهنده، بر سر سفره های مردم بنشیند تا این بزم از هر زمان دیگر رنگین تر شده باشد!
ایمان پاک نهاد(مضراب) :
|