تبليغاتX
تاملات نا به هنگام
• منوی اصلی
• صفحه نخست
• پست الكترونيك
• آرشيو مطالب
• امكانات
• پرينت صفحه
• خانگي سازی
• اضافه به علاقه منديها
• آرشیو مطالب
• شهریور 1387
• مرداد 1387
• تیر 1387
• خرداد 1387
• اردیبهشت 1387
• فروردین 1387
• آرشيو
• جستجو
• پیوندها
• آمار وبلاگ
• افراد آنلاين:
• تعداد بازديدها:

دکتر رزاقی آزاد شد چهارشنبه سی ام آبان 1386 23:1
سهراب رزاقی مدیرعامل موسسه کنشگران دقایقی پیش آزاد شد. صدایش را با همان آرامش و متانت همیشگی شنیدم. بهترین خبری بود که می شد شنید.

خیلی خوشحالم...

ایمان پاک نهاد(مضراب) : |
گفت و گو با آلفرد سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 18:56
در کامنت های خصوصی توصیه شده که متنوع بنویسم وگرنه خواننده هایم را از دست خواهم داد.

***

هیچ وقت آدم تنوع طلبی نبودم. از تکرار همیشه لذت برده ام. از تکرار سکوت و تنهایی خوشم می آید. ولی دوست ندارم همین اندک خواننده های وبلاگم رو هم از دست بدم. سعی می کنم متنوع تر بنویسم.

***

چند روز پیش به کمک دوست عزیزم «آرش خاموشی/ایسنا!» قرار گفت و گو با آلفرد یعقوب زاده(عکاس خبری) گذاشتم. در کافه عکس در برج اسکان میرداماد باهم گپ زدیم. از معدود مصاحبه هایی بود که خودم لذت بردم. دز صفحه ی اول و آخر «سرمایه» چاپ شد. این گفت و گو را این جا بخوانید.

 

عکس از آرش عزیز است.

ایمان پاک نهاد(مضراب) : |
دو خبر از دکتر رزاقی یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 20:25

خبر اول:

 

اتحاديه‌ي عفو بين الملل در نامه‌اي به رييس قوه قضاييه خواستار آزادي فوري و بدون قيد و شرط سهراب رزاقي شده است. متن نامه و لينك اصلي خبر را اينجا و اينجا ببينيد.

 

خبر دوم :

 

بيش از 700 نفر از فعالان اجتماعي، سياسي، فرهنگي دربيانيه‌اي به بازداشت سهراب رزاقي، فعال اجتماعي و مدني اعتراض كرده و آزادي بدون قيد و شرط او را خواستار شده اند. متن بيانيه به اين شرح است:

 

در پی دور جدید احضار و بازداشت با فعالان جامعه مدنی و دست اندركاران سازمان های غیردولتی، بیش از سه هفته است كه دکتر سهراب رزاقی در خیابان دستگیر و در بند 209 زندان اوین تحت بازجویی است.

 

دکتر رزاقی استاد سابق دانشگاه علامه طباطبائی و مدیر حوزه سازمان های غیردولتی وزارت کشور در دوره ریاست جمهوری سید محمد خاتمی، طی سال های اخیر به عنوان یك پژوهشگر، متخصص و فعال حوزه جامعه مدنی تلاش گسترده ای را در جهت ارتقای سطح دانش حرفه ای و توانمندی سازمان های غیردولتی و كنشگران جامعه مدنی انجام داده است. اما متاسفانه به جای تقدیر و تشكر از این زحمات بیش از سه هفته است كه در بازداشت به سر می برد واز داشتن بسیاری از حقوق انسانی و شهروندی، از جمله حق دسترسی به وكیل قانونی و دیدار با اعضای خانواده، به وی‍ژه فرزندان خردسال خود محروم مانده است.

 

ما جمعی از كنشگران حوزه ی جامعه مدنی به همراه روزنامه نگاران ، دانشگاهیان و فعالان سیاسی ایران، بازداشت این پژوهشگر و فعال جامعه مدنی را که همه ی عمر خود را صرف خدمت صادقانه به کشور و مردم میهنش كرده است، نشانه تضییع حقوق انسانی و نقض صریح حقوق بشر می دانیم و ضمن درخواست آزادی بی قید و شرط دکتر سهراب رزاقی، همچون دیگر پرونده های قضایی، در مورد اتهام های منتسب در پرونده ی موسسه “كنشگران داوطلب” خواستار رعایت دقیق، شفاف و روشن اصول دادرسی منصفانه هستیم.

 

27/8/1386

 

ليست امضا كننده ها را در ادامه مطلب ببينيد.

 


ادامه مطلب>>>
ایمان پاک نهاد(مضراب) : |
سیاه سیاه شنبه بیست و ششم آبان 1386 20:37

به كجاي ِ اين شب ِتيره

 

بياويزم

 

قباي ِ‍ژنده‌ي خود را‌؟

ایمان پاک نهاد(مضراب) : |
نیاز به ابتذال یکشنبه بیستم آبان 1386 18:18
با یکی از دوستان داشتیم گپ می زدیم. داشت در مورد نیاز انسان ها به ابتذال صحبت می کرد. به این که ممکنه بعضی از انسان ها هر چقدر هم که خاص باشن گاهی اوقات نیاز دارن که به سمت ابتذال برن. دوستم گفت: «ابتذال به این معنی که یه نفر که همیشه موسیقی سنگین و عمیق گوش می ده خودش مثلا آهنگ شهرام شب پره بذاره و باهاش برقصه و چیزایی مثل این»

ازش خواستم تا تو وبلاگش در این مورد بنویسه. راستش خودم هنوز به نتیجه ای نرسیدم که چه عواملی می تونه باعث بشه که یه نفر گاهی اوقات به سمت ابتذال بره یا اصلا این کنش می تونه مفید باشه؟

از خواننده های این مطلب می خوام که نظرشون رو در این مورد بگن. شاید به یه نتیجه رسیدیم. 

ایمان پاک نهاد(مضراب) : |
«مدرسه» توقیف شد سه شنبه پانزدهم آبان 1386 1:58
توی کافی شاپ هشت و نیم با یه دوستی نشسته بودیم. قبل از این که اونجا برسیم در باره ی وضع سابق و فعلی روزنامه ها و مطبوعات حرف می زدیم. تا گارسون اومد سفارش رو بگیره مریم شبانی عزیز (که امیدوارم بازم وبلاگش رو بنویسه)اس.ام.اس زد: «مدرسه توقیف شد». بلافاصله زنگ زدم بهش:
- بازم باید اون شعر لعنتی رو تکرار کنیم دیگه؟ هر دم از این باغ بری می رسد...کی توقیف شد؟

-امروز ظهر هیات نظارت بر مطبوعات جلسه اش تموم شد و بلافاصله اعلام کردن.

-علت؟

-به همون علت های همیشگی دیگه...

-آخه کدوم یکی از اونا مطالب «مدرسه» رو می فهمه که توقیفش هم کردن؟
(دوستم که شاهد ماجرا بود گفت: «چون نفهمیدن این کارو کردن دیگه!»

-...

-دست کم شهروند رو حفظ کنین ها!

-اوضاع شهروند هم ناجوره. هر هفته منتظریم که ...

پی نوشت: نمی فهمم یه نشریه ی فلسفی رو چه جوری می شه توقیف کرد؟ مدرسه فصل نامه ی فرهنگی فلسفی ای بود که از دو سال پیش منتشر می شد. رضا خجسته رحیمی دبیر تحریریه و جلال توکلیان سردبیرش بود. مدرسه که متاسفانه در فضای مجازی نیامده بود، هر شماره اش به پرونده ی ویژه ای اختصاص داشت. آخرین شماره ی «مدرسه» به آرا و نظریه های محمد مجتهد شبستری، روحانی روشنفکر ایران اختصاص داشت.
راستی چرا توقیف شد؟؟؟
ایمان پاک نهاد(مضراب) : |
دیدار فعالان اجتماعی و مدنی با خانواده سهراب رزاقی شنبه دوازدهم آبان 1386 17:53
برگرفته از  کانون زنان ایرانی


 

 عصر پنجشنبه، روزی بود که جمعی از فعالان اجتماعی و مدنی به دیدار خانواده سهراب رزاقی، که اخیرا بازداشت شده، رفتند.

سهراب رزاقی، مدیرعامل موسسه کنشگران داوطلب (که اسفند ماه سال گذشته به حکم دادگاه انقلاب پلمپ شد) یک هفته پیش تر توسط ماموران امنیتی بازداشت شد.

دم در ورودی، اولین کسی که به عنوان میزبان ایستاده، مو و ریشی سفیدرنگ دارد؛ رنگ رخسارش چنین می نماید که برادربزرگ تر سهراب رزاقی است. چشم های نگران زنی از زیر چادر مشکی رنگ که کمی آن طرف تر ایستاده نشان می دهد که او همسر سهراب رزاقی است. او در حالی که با دست چپش چادر را زیر چانه اش سفت می کند، بی تابانه منتظر است تا همه بنشینند و او آخرین خبر مربوط به همسرش را اعلام کند:" دکتر چند دقیقه پیش تماس تلفنی داشت، او طی یک دقیقه و چند ثانیه فقط توانست احوالپرسی کند. من به او گفتم که همه چیز روبراه است."

یوسفیان، رییس هیات مدیره موسسه غیردولتی کنشگران داوطلب به همراه دیگر اعضای این موسسه پیش هم نشسته اند. عیسی سحرخیز و احمدزیدآبادی، هر دو روزنامه نگار و فعال اجتماعی کنار هم و جمعی از فعالان جنبش زنان هم انتهای سالن پذیرایی نشسته اند. روز دیوارهای خانه جز یکی، دو تابلو چیز دیگری جلب توجه نمی کند.

صابر شیخ لو، از اعضای دفتر تحکیم وحدت، حجت شریفی، رییس شورای مرکزی سازمان ادوارتحکیم و چند تن دیگر از اعضای این سازمان جایی نشسته اند که روبرویشان علی اکبر موسوی خویینی، دبیرکل سازمان ادوار تحکیم وحدت به دیوار آشپزخانه تکیه داده است.

الله مراد رزاقی، برادر سهراب بعد از خوشامد گویی گزارش یک هفته پیگیریشان را به جمع ارایه می دهد: "یک شنبه هفته جاری اعلام کردند که برادرم به بند 209 زندان اوین منتقل شده است."

با پیگیری های صورت گرفته مشخص شده که وقت ملاقات زندانیان بند 209 دوشنبه هاست. الله مراد رزاقی که دوشنبه به اوین رفته بود در جای خود کمی جابجا می شود و با دو انگشت اش مستطیلی را مجسم می کند: "پوشه ای باز کردند و گفتند که برادرم ممنوع الملاقات است."

حداد که قاضی دادسرای ویژه امنیت است روزهای چهارشنبه ملاقات مردمی دارد. برادر دکتر رزاقی از این فرصت استفاده کرده و به دیدار او رفته تا از وضع برادرش آگاه شود: "به نظر حرف هایم را خیلی خوب گوش می داد. از سوابق کاری دکتر به او گفتم و تاکید کردم که شایسته این نظام نیست که با یک استاد دانشگاه و دولت مرد سابق چنین رفتاری صورت گیرد."

حداد در پاسخ به برادر رزاقی چنین گفته بود: "ما که نمی خواهیم او را اذیت کنیم. او خودش همکاری نمی کند و ما باید ابهام های این پرونده را رفع کنیم."

الله مراد رزاقی با وساطت قاضی حداد توانسته بود با قاضی پرونده برادرش دیدار کند: " او یک سید روحانی بود و از عدم تکمیل پرونده خبر داد."

برادر سهراب رزاقی که با طمانینه خاصی سخن می گفت، از خصوصیات اخلاقی برادرش به موسوی، قاضی پرونده گفته بود: "برادرم کسی نیست که کار نکرده را گردن بگیرد و هر چه شما بنویسید امضا کند. با یک شخص فرهنگی نباید چنین برخوردی شود."

یوسفیان که به عنوان رییس هیات مدیره موسسه غیردولتی کنشگران داوطلب سابقه همکاری با سهراب رزاقی را دارد، درباره دکتر چنین گفت: "زندگیش همیشه وقف سازمان های غیردولتی و جامعه مدنی است. او به خاطر آرمان هایش هیات علمی دانشگاه را رها کرد. او در موسسه کنشگران از صبح زود تا دیروقت برای جامعه مدنی فعالیت می کرد. کمتر کسی حتی اگر موظف هم باشد به این شکل کار می کند."

او درباره مسایل مالی کنشگران هم گفت: "همیشه وزارت خارجه در جریان بوده. ما همیشه شفاف بودیم و شفافیت همیشه به قضیه کمک می کند."

سوسن طهماسبی، از اعضای هیات مدیره کنشگران و فعال جنبش زنان که به جمع اضافه شده بود از این که در چنین شرایطی فعالان جامعه مدنی در کنار هم جمع اند اظهار تاسف کرد: "متاسفم که در این شرایط همدیگر را می بینیم. اما این اتفاقات اتحاد ما را برای رسیدن به جامعه مدنی قوی ترو حمایت از یکدیگر را بیشتر می کند. شاید این را نمی دانند." طهماسبی که خود اخیرا به دادگاه احضار شده بود، در باره وضع پرونده موسسه کنشگران و سهراب رزاقی هم چنین گفت: "همه فعالیت هایمان برای تقویت جامعه مدنی بوده از طریق برگزاری کارگاههای آموزشی مثل مدیریت سازمان، جذب داوطلب، رفتارهای مشارکتی و توسعه و... و همیشه صلاح کشور را در نظر می گرفتیم. از نظر مالی هیچ مشکلی نداشتیم چون همیشه توسط موسسات مستقل حسابرسی می شدیم و فعالیتهایمان همیشه در چارچوب قانون بوده."

این فعال مدنی که همیشه خنده ای به لب دارد، در حالی که دو انگشت نشانه اش را به هم چسبانده بود، گفت: "مردمی را که باید در شرایط تهدید بین المللی در کنار دولت باشند، بی دلیل در مقابل خود قرار می دهند. چرا باید افراد دلسوزی مثل دکتر رزاقی را در مقابل خود قرار دهند."

در انتهایی ترین نقطه سالن پذیرایی، مینو مرتاضی لنگرودی فعال جنبش زنان در کنار سوسن طهماسبی نشسته بود. او گفت: "با این برخورد ها دو پیام به ذهن می رسد. دستگیر شده ها یا اراذل و اوباش اند و یا برانداز. آن ها تعریفی از فعال سیاسی هم ندارند و معلوم نیست که با چه اتهام هایی افرادی مثل سهراب رزاقی را دست گیر می کنند."

"چاردیواری های کوچک یا بزرگ برای فعالانی مثل دکتر رزاقی تفاوتی ندارد. رزاقی شخصیتی صبور، با ثبات و مقاوم دارد. آرزو می کنم مدت زمان ماندن ایشان در زندان کم باشد." مرتاضی این را گفت و افزود: " برای یک حاکمیت، هیچ چیز مفید تر از نقادان دلسوز نیست. باید از نقد این گونه فعالان حسن استفاده را بکنند. نه چنین برخورد ها را."

همسر دکتر رزاقی هم در چند کلمه نتوانست نگرانی خود را پنهان کند: "نگرانی من به خاطر بچه هاست. آن ها در این مورد هیچ نمی دانند و نباید بدانند. امیدوارم همسرم به زودی آزاد شود."


ایمان پاک نهاد(مضراب) : |
یه قطعه ی ادبی از تورج پنجشنبه دهم آبان 1386 12:19
تورج صابری که گرافیست است گه گداری دست به قلم می برد. این هم یکی از قلم نوسته هایش:

 

باران دیدگانم

آتش سیگار را خاموش می کند

و من جای او دود می شوم

می سوزم و دود می شوم...

پی نوشت: خیلی چسبید بهم وگرنه بی اجازه نمی ذاشتم تو وبلاگ!

ایمان پاک نهاد(مضراب) : |
دوشنبه هفتم آبان 1386 1:14
همین الان از برنامه ی نیروی انتظامی در رابطه با جمع آوری موادفروشای خرده پا خلاص شدم و رسیدم خونه. خیلی جالبه! فارغ از اینکه کار پلیس در این زمینه درسته یا غلط این همه تبلیغات برای چیه؟ حدود ۱۰۰ نفر عکاس و خبرنگار و گزارش گر و فیلمبردار برای چی اومدن؟

جز به خاطر اینه که ذهن جامعه بره به سراغ اونا و با وجود این همه تیغ سانسور اتفاق های دیگه ای که تو این کشور می افته پوشیده بمونه و هیچ کس از اونا خبردار نشه؟

سهراب رزاقی که به نظر من یک دانشمند در حوزه ی کاری خودش هست بازداشت بشه و ببرنش بند ۲۰۹ زندان اوین و هیچ خبری هم ازش به دست نرسه. محمدعلی دادخواه(وکیل دادگستری که بیش تر پرونده های حقوق بشری رو کار می کنه) همراه با شیرین عبادی برن تو دانشگاه توربن فرانسه در مورد آزادی بیان صحبت کنن و دست کم روزنامه ها نتونن سخنرانی شونو پوشش بدن. و هزاران اتفاق دیگه.

و اون وقته که از یکی از همسایه های افراد دستگیر شده ی طرح امروز می پرسم « از دستگیری این آدم خوشحالی؟» جواب می ده:

«دست تک تک مامورای پلیس رو می بوسم.» آیا اون حق نداره بدونه که تو کشورش یه نفر معتاد رو با بوق و کرنا دستگیر می کنن و هم زمان فردی مثل دکتر رزاقی رو می فرستن بند ۲۰۹؟

ایمان پاک نهاد(مضراب) : |
شنبه پنجم آبان 1386 11:32
دکتر سهراب رزاقی عزیز باید آزاد بشه. باید آزادبشه. باید آزاد بشه...

برای این که هیچ جرمی مرتکب نشده. برای این که خواسته اش تعمیق جامعه ی مدنیه. برای این که شخصیتش اونقدر محترمه که ۲۰۹ براش خیلی تنگه. برای این که کسی حق نداره از موضع قدرت بی هیچ دلیلی اقدام به دستگیری بکنه.

سهراب رزاقی باید آزاد بشه. باید آزاد بشه...

***

حق پشت میله ها/ آسیه امینی

پي در پي خبرهاي خوش !ِِِ/ آمنه شیرافکن

چه تلخ‌اند این روزها ؛نفيسه زارع كهن

به ما گفتند كه آزاديد ، مريم ميرزا 

دستگیری دکتر رزاقی؛ مجید اعزازی

ایمان پاک نهاد(مضراب) : |
پنجشنبه سوم آبان 1386 19:35
معمولا دوست ندارم تو این وبلاگ در باره ی دغدغه های غیر شخصی ام چیزی بنویسم. اما اتفاقی افتاده که نمی توانم از درج خبرش چشم پوشی کنم. دکتر سهراب رزاقی عزیز که مدیر عامل سابق من در موسسه کنشگران بود دیروز دستگیر شده و هیچ کس هیچ خبری نداره ازش.

سهراب رزاقی انسانی است که چاره ای نداری جز اینکه دوستش داشته باشی. امروز قرار بود دکتر را در جلسه ببینیم. اما او حالا بازداشت شده است. از همه یوبلاگ نویسا و خبرنگارا خواهش می کنم هر کمکی از دستشون بر میاد برای آزادی دکتر انجام بدن.

دکتر رزاقي داراي دكتراي علوم سياسي از دانشگاه تهران، استاد سابق دانشگاه علامه و مدیر حوزه NGOهای وزارت کشور در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی بوده است.

ایمان پاک نهاد(مضراب) : |