به پیشنهاد ایمان
با سوت پاپيون مي زند . مي گويد : شنونده بايد ، عاقل باشه ؛ تو انسان فهيمي هستي !!! بارون مياد . يك شنونده عاقل كه هيچي نمي فهمه ؛ اينجا چقدر بوي گه مياد ! با سوت پاپيون مي زند ! در باز و بسته مي شود . صداي سيفون ! امتداد سوت كه پاپيون مي زند ؛" تازه مي فهمم كه اين دنيا ديگه جاي زندگي نيست ." صداي باز شدن در ! صداي سوت كه پاپيون مي زند ! همان فرياد هميشگي را سر مي دهد ؛ ااا ... ه !!! گه !!! صداي بسته شدن در ! دستانش را باز مي كند سينه اش را جلو مي دهد . روي پنجه پاهايش مي ايستد . نفسي عميق مي كشد . بازدم كه مي كند مچاله مي شود ؛ اينجا چقدر بوي گه مياد ! با سوت پاپيون مي زند ! پاپيون و يقه خود را مرتب مي كند ، كمي به سر و شكل خود مي رسد ، در را باز مي كند . با سوت پاپيون مي زند و صداي قدم هاي مرتب ؛ سلام صبح بخير مادمازل صداي قدم هاي هراسان يك زن از سلام مرد . سيبي گاز زده گويا از سبد خريد وي غلتان از زير در بيرون مي آيد سيگاري روشن مي كند دودي از زير در بيرون مي آيد . كبريت روشن كه انگار با آب خاموش مي شود ؛ فيس ! پيس ! صداي پاي همزمان يك مرد و يك زن كه گويي با هم قدم مي زنند . مرد گويي به آپارتمان خود مي رسد و صداي پاي زن كه دور و قطع مي شود . روزنامه را ورق مي زند . بلند مي خواند : " اين دنيا نيازمند هيچ انقلابي نيست . " صدايي ديگر ... بلند مي گويد ؛ " گوزيدن به جا ، خيلي بهتر از خنديدن نا به جاست . " به آرامي مي خندد ! صداي سيفون شنيده مي شود ! مرد در را باز مي كند . با سوت پاپيون مي زند . مي گويد ؛ " جهان يك توالت گرد بزرگ است . " ادامه سوت پاپيون ! سوت قطع مي شود ؛ اينجا چقدر بوي گه مياد ! ادامه سوت پاپيون
(حمید هامون )
ایمان پاک نهاد(مضراب) : |
|