تبليغاتX
تاملات نا به هنگام
• منوی اصلی
• صفحه نخست
• پست الكترونيك
• آرشيو مطالب
• امكانات
• پرينت صفحه
• خانگي سازی
• اضافه به علاقه منديها
• آرشیو مطالب
• آبان 1388
• تیر 1388
• خرداد 1388
• اردیبهشت 1388
• فروردین 1388
• اسفند 1387
• آرشيو
• جستجو
• پیوندها
• آمار وبلاگ
• افراد آنلاين:
• تعداد بازديدها:

روز سعدی شیرازی دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 15:21

این تویی یا سرو بستانی به رفتار آمدست   یا ملک در صورت مردم به گفتار آمدست

آن پری کز خلق پنهان بود چندین روزگار   باز می‌بینم که در عالم پدیدار آمدست

عود می‌سوزند یا گل می‌دمد در بوستان  دوستان یا کاروان مشک تاتار آمدست

تا مرا با نقش رویش آشنایی اوفتاد   هر چه می‌بینم به چشمم نقش دیوار آمدست

ساربانا یک نظر در روی آن زیبا نگار   گر به جانی می‌دهد اینک خریدار آمدست

من دگر در خانه ننشینم اسیر و دردمند  خاصه این ساعت که گفتی گل به بازار آمدست

گر تو انکار نظر در آفرینش می‌کنی    من همی‌گویم که چشم از بهر این کار آمدست

وه که گر من بازبینم روی یار خویش را     مرده‌ای بینی که با دنیا دگربار آمدست

آن چه بر من می‌رود دربندت ای آرام جان  با کسی گویم که در بندی گرفتار آمدست

نی که می‌نالد همی در مجلس آزادگان    زان همی‌نالد که بر وی زخم بسیار آمدست

تا نپنداری که بعد از چشم خواب آلود تو   تا برفتی خوابم اندر چشم بیدار آمدست

سعدیا گر همتی داری منال از جور یار   تا جهان بودست جور یار بر یار آمدست

********************************************************

 

این جا شکری هست که چندین مگسانند  یا بوالعجبی کاین همه صاحب هوسانند

بس در طلبت سعی نمودیم و نگفتی   کاین هیچ کسان در طلب ما چه کسانند

ای قافله سالار چنین گرم چه رانی   آهسته که در کوه و کمر بازپسانند

صد مشعله افروخته گردد به چراغی   این نور تو داری و دگر مقتبسانند

من قلب و لسانم به وفاداری و صحبت   و اینان همه قلبند که پیش تو لسانند

آنان که شب آرام نگیرند ز فکرت   چون صبح پدیدست که صادق نفسانند

و آنان که به دیدار چنان میل ندارند   سوگند توان خورد که بی عقل و خسانند

دانی چه جفا می‌رود از دست رقیبت   حیفست که طوطی و زغن هم قفسانند

در طالع من نیست که نزدیک تو باشم   می‌گویمت از دور دعا گر برسانند

ایمان پاک نهاد(مضراب) : |
رفتم بر آن ماهرو . . . شنبه بیست و دوم فروردین 1388 21:0

 

درخت با جنگل سخن می گوید

علف با صحرا

ستاره با کهکشان

و من با تو سخن می گویم . . .

 

ایمان پاک نهاد(مضراب) : |
بازگشت جمعه چهاردهم فروردین 1388 14:9
بازگشت به هیاهوی تهران

 

 

 

 

 

 هیاهوی دل

ایمان پاک نهاد(مضراب) : |