تبليغاتX
تاملات نا به هنگام
• منوی اصلی
• صفحه نخست
• پست الكترونيك
• آرشيو مطالب
• امكانات
• پرينت صفحه
• خانگي سازی
• اضافه به علاقه منديها
• آرشیو مطالب
• تیر 1387
• خرداد 1387
• اردیبهشت 1387
• فروردین 1387
• اسفند 1386
• بهمن 1386
• آرشيو
• جستجو
• پیوندها
• آمار وبلاگ
• افراد آنلاين:
• تعداد بازديدها:

حالی درون پرده بسی فتنه ها می رود... یکشنبه سیزدهم اسفند 1385 12:27
ساعت هشت ونیم صبح ـ خیابان معلم ـ مقابل دادگاه انقلاب

حدود ۵۰ نفر از فعالان جنبش زنان خیلی آرام در کنار خیابان ایستاده اند و پلاکارد هایی که رویش بر به حق بودن تجمع مسالمت آمیز تاکید شده در دست گرفته اند. اکثرشان چهره های آشنا و صمیمی هستند. محبوبه یکی از همان پلاکارد ها را به من می دهد. آن را در دست می گیرم و به طور رسمی به جمع آنها می پیوندم. از آقایان که حدودا ۵ نفر بودند فقط روزبه را می شناسم. نیرو های لباس شخصی اطراف بچه ها تجمع کرده اند.

هشت و چهل و پنج دقیقه ـ سمند پلیس از راه می رسد. یک نسوان و دو مرد نظامی پیاده می شوند. وانمود می کنند که هیچ توجهی به بچه ها ندارند. فقط با بیسیم مشغول مذاکره هستند. بعد از ده دقیقه هر سه به سرعت به سمتی که ایستاده ایم می آیند. تذکر اول متوجه آقایان است. یک لباس شخصی که ظاهرا همکار پلیس است پلاکاردم را از دستم می گیرد و با خشونت آرامی!! به سمت دیگر هدایتم می کند.

نه و ده دقیقه ـ حدود ۵۰ نفر از فعالان روبروی در اصلی دادگاه انقلاب نشسته اند و بخشی دیگر با برخورد نیرو های نظامی امنیتی کمی آن طرف تر به سمت خیابان شریعتی ایستاده اند. نیرو ها چند برابر شده اند و البته برخوردشان شدید تر. به آسیه که در بین متحصنین است زنگ می زنم و می گوید که مشکل خاصی نیست و جو آرام است.

نه و نیم ـ همچنان به دور از بچه ها کنار روزبه ایستاده ام و تلاش بچه ها را نظاره می کنم. کمی نگران شده ام. دوباره به آسیه زنگ می زنم و او تا حدودی نگرانیم را رفع می کند. " نگران نباش. اوضاع آرومه" دو عدد هایس پلیس وارد خیابان معلم می شوند و دقیقا مقابل بچه ها می ایستند.

نه و چهل و پنج دقیقه ـ تعداد نیرو های نظامی ـ امنیتی از تعداد بچه ها بیشتر شده است. فضا به شدت امنیتی است. از دور می بینم که بچه ها را بازداشت می کنند. به آسیه زنگ می زنم. موبایلش در دسترس نیست! پرس و جو می کنم.بچه ها را دستگیر کرده اند و به داخل هایس ها برده اند. هایس ها از نظاره دور می شوند. به هرکدوم زنگ می زنم جواب نمیدن. استرس دارم و به شدت نگرانم. چه خواهد شد؟؟!

ده و نیم ـ پرستو توانسته از داخل ماشین پلیس با مریم وفهیمه تماس بگیرد. حدود ۵۰ نفر هستند. آنها را به بازداشتگاه وزرا انتقال داده اند. هنوز هم نگرانم...

حالی درون پرده بسی فتنه ها می رود...

خبر کنشگران را بخونید.

ایمان پاک نهاد(مضراب) : |